العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

408

شرح كشف المراد ( فارسى )

واجب است كه از همهء آن مفاسد و قبائح و فواحش و خبائث اجتناب كنيم و اگر علم به آنها نداشتيم خداوند حكيم ما را به اجتناب از آنها ملزم نمىساخت چون تكليف بما لا يطاق بود پس مفاسد معلوم است و خوشبختانه هيچ‌كدام از اين مفاسد در امامت با شرائطى كه ما قائليم نيست پس عدم العلم نيست بلكه علم به عدم است در نتيجه امامت داراى مصلحت و جهت حسن هست و داراى مفسده و جهت قبح نيست و چنين لطفى بر خداوند واجب است . و ثانيا : اين مفسدهء محتمله‌اى كه شما تصوير مىكنيد از دو حال خارج نيست : الف : يا از عوارض لازمه امامت است يعنى مفسده‌اى كه لازم لا ينفك امامت است . ب : و يا از عوارض مفارقه است يعنى مفسده‌ايست كه قابل انفكاك از امامت هست امّا قسم اوّل باطل است قطعا بدليل اينكه قرآن فرموده : إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً و اگر امامت مفسده لا ينفك داشت خداوند كار قبيح نمىكرد و امّا قسم دوّم : مىگوئيم : آرى امام ممكن است نالايق باشد و مفسده‌دار ولى ما براى امام شرائطى قائليم از عصمت و . . . كه با وجود آنها مفسده قطعا نيست و بر فرض انفكاك مفاسد نصب آن را لازم مىشماريم نه بقول مطلق . اشكال دوّم يا اشكال صغروى : شما گفتيد : امامت لطف است و لذا بر خدا واجب است ما مىگوئيم : اگر لطف منحصر به نصب امام بود آرى ولى خوشبختانه لطف منحصر به امامت نيست بلكه راههاى ديگرى هم هست فى المثل ممكن است خدا همهء انسانها را معصوم بيافريند تا در سايه عصمت همه اطاعت كنند و از معاصى اجتناب اينهم لطف است يا مثلا خداوند همه را مجبور مىكرد به